یکشنبه ۲۴ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۳:۳۵
کد خبر: 398787

بزرگ‌ترین مرکز درمان سرطان خاورمیانه در تهران به بهره‌برداری رسید؛ بیمارستانی ۱۸ طبقه که در میانه جنگ، کرونا و بحران اقتصادی ساخته شد و قرار است صف‌های طولانی درمان سرطان را کاهش دهد.

ساخت بیمارستان سرطان پس از ۱۱ سال تکمیل شد

به گزارش سلامت نیوز به نقل از فرهیختگان، صبح دهم اسفند و دومین هفته از ماه مبارک رمضان بود. جنگ تحمیلی سوم تازه آغاز شده بود و تهران یکی از پرالتهاب‌ترین روزهای خود را می‌گذراند. در طبقه‌ای از مجتمع بیمارستانی امام خمینی(ره)، پسربچه‌ای شش ساله اهل دشت مغان روی تخت اتاق عمل دراز کشیده بود؛ کودکی که پیش از آن به دلیل ابتلا به سرطان چهار بار زیر تیغ جراحی رفته و هر چهار بار دست خالی از اتاق عمل بیرون آمده بود. پدرش تا آخرین لحظه کنارش ایستاده بود. لباس اتاق عمل پوشیده بود و تلاش می‌کرد گریه نکند. پزشکان و پرستاران هم مضطرب بودند. نه فقط به‌خاطر دشواری عمل شش‌ساعته‌ای که پیش رو داشتند بلکه به خاطر صداهایی که هر چند دقیقه از بیرون به گوش می‌رسید. صدای جنگنده‌ها. صدای انفجار. صدای جنگ. کودک پیش از بیهوشی مدام پدرش را صدا می‌زد. تیم درمان برای آرام کردنش با او حرف می‌زدند. پدر دستش را گرفته بود. چند دقیقه بعد بیهوش شد و درهای اتاق عمل بسته شد. پشت آن درها، جراحان کار خود را آغاز کردند؛ انگار نه انگار که بیرون از بیمارستان اتفاق دیگری در جریان است. در طول چند ساعت جراحی، صدای بمب و جنگنده بارها شنیده شد، اما هیچ‌کس اتاق عمل را ترک نکرد. هیچ‌کس عمل را متوقف نکرد. وقتی جراحی به پایان رسید، کودک زنده بود، عمل موفقیت‌آمیز و فردای آن روز حالش خوب بود. شاید همین تصویر، بهترین توصیف برای انستیتو کانسر ایران باشد؛ مرکزی که این روزها ساختمان جدیدش افتتاح شده است. جایی که در میانه جنگ، در ماه رمضان، میان کمبودها و نگرانی‌ها، درمان متوقف نشد؛ همان‌طور که ساخت بزرگ‌ترین مرکز درمان سرطان خاورمیانه هم متوقف نشد. امروز ساختمان ۱۸ طبقه انستیتوکانسر در قلب مجتمع بیمارستانی امام خمینی(ره) قد کشیده است؛ ساختمانی که برای رسیدن به این نقطه، از جنگ و تحریم و کرونا و تورم عبور کرده و حالا قرار است برای هزاران بیمار سرطانی از سراسر کشور، بیش از یک بیمارستان باشد؛ قرار است یک پناهگاه باشد. برای واکاوی ابعاد مختلف ساخت تا بهره‌برداری بزرگ‌ترین مرکز درمان سرطان خاورمیانه با لیلا ترک‌زاده، مدیر انستیتو کانسر نیز گفت‌وگو کردیم.

11سال انتظار برای بیمارستانی که سرطان را زمین‌گیر می‌کند

داستان انستیتوکانسر ایران، پیش از آنکه به ساختمان ۱۸ طبقه امروز برسد، از سال ۱۳۸۸ آغاز شد؛ زمانی که کلنگ پروژه‌ای در مجتمع بیمارستانی امام خمینی(ره) به زمین خورد که قرار بود یکی از مهم‌ترین مراکز درمان سرطان کشور را توسعه دهد. مرکزی که بتواند پاسخگوی حجم رو به رشد بیماران سرطانی باشد و چرخه کامل تشخیص تا درمان را در یک مجموعه متمرکز کند؛ اما مسیر تحقق این ایده، برخلاف طراحی اولیه، به‌سادگی پیش نرفت.بر اساس روایت لیلا ترک‌زاده، پروژه در سال‌های ابتدایی با حمایت بنیاد نیکوکاری کنترل سرطان پیش رفت و تا سال ۱۳۹۹ تنها بخش محدودی از اسکلت فلزی ساختمان، حدود سه طبقه، تکمیل شده بود. ساختمانی نیمه‌جان که سال‌ها در وضعیت توقف یا پیشرفت بسیار کند باقی مانده بود؛ پروژه‌ای که به تعبیر او، بیشتر شبیه یک آرزو بود تا یک بیمارستان در حال ساخت.

پخش یک مستند، پای خیّر را به پروژه باز کرد

نقطه تغییر زمانی رقم خورد که یک مستند تلویزیونی درباره اهمیت این مرکز در نظام سلامت کشور پخش شد. همان تصویرها باعث شد یکی از خیرین حوزه سلامت وارد پروژه شود. به‌دنبال آن، تفاهم‌نامه‌ای میان دانشگاه علوم پزشکی تهران و خیر منعقد شد؛ توافقی که بر اساس آن، مسئولیت ساخت بر عهده خیر و تأمین تجهیزات بر عهده دانشگاه یا در اصل نهاد دولت قرار گرفت. از همان لحظه، پروژه‌ای که نزدیک به یک دهه در سکون بود، وارد فاز جدیدی از ساخت شد. ترک‌زاده می‌گوید از سال ۱۳۹۹ به بعد، پروژه به‌طور جدی وارد مرحله اجرایی شد و در نهایت پس از حدود شش سال کار مداوم، ساختمان جدید انستیتوکانسر آماده بهره‌برداری شد. ساختمانی با حدود ۶۰ هزار مترمربع زیربنا، ۱۸ طبقه، ۱۹ اتاق عمل، بیش از ۵۶۰ تخت بستری، ۱۰۳ تخت ویژه و ده‌ها بخش تخصصی از جمله رادیوتراپی، تصویربرداری، آندوسکوپی و خدمات توان‌بخشی.این بیمارستان نه فقط یک پروژه عمرانی، بلکه پاسخ به یک بحران ساختاری در درمان سرطان در ایران تلقی می‌شود؛ بحرانی که سال‌ها با افزایش تعداد بیماران و محدودیت زیرساخت‌ها، فشار سنگینی بر نظام درمانی وارد کرده بود. انستیتوکانسر قدیمی با حدود ۱۶۰ تخت فعال، دیگر توان پاسخگویی به حجم مراجعات از سراسر کشور را نداشت و بیماران ناچار بودند در صف‌های طولانی انتظار برای دریافت خدمات بمانند؛ صف‌هایی که در بیماری‌هایی مانند سرطان، گاهی به معنای از دست رفتن زمان طلایی درمان است. در این میان، پروژه جدید قرار است همان حلقه گمشده باشد: توسعه ظرفیت، کاهش زمان انتظار و ایجاد یک مرکز جامع که بیمار را از پراکندگی خدمات نجات دهد. پروژه‌ای که حالا پس از یازده سال فراز و نشیب، از یک اسکلت نیمه‌کاره به بزرگ‌ترین مرکز درمان سرطان در منطقه تبدیل شده است.


صف‌های طولانی از خود بیماری خطرناک‌ترند

در منطق درمان، «زمان» یک عامل حیاتی است. اما در انستیتو کانسر، زمان معنای دیگری هم پیدا می‌کند: فاصله میان امید و ناامیدی. پزشکان این مرکز سال‌هاست با واقعیتی روبه‌رو هستند که در هیچ نمودار آماری به‌تنهایی دیده نمی‌شود؛ بیمارانی که از شهرهای دور و نزدیک، از روستاها و استان‌های مرزی، با آخرین امید خود به تهران می‌رسند. بیمارانی که مسیر طولانی را طی کرده‌اند تا شاید در انستیتو کانسر، پاسخی برای بیماری پیچیده خود پیدا کنند؛ اما ظرفیت محدود، به‌ویژه در ساختمان قدیمی با حدود ۱۶۰ تخت فعال، همیشه پاسخگوی این حجم از مراجعه نبود.طبق گفته عبدالرحمان رستمیان، رئیس مجتمع بیمارستانی امام خمینی(ره)، این مرکز زمانی با حدود ۲۰۰ تخت فعالیت می‌کرد، اما اکنون با توسعه زیرساخت‌ها و مشارکت خیرین به بزرگ‌ترین مرکز درمان سرطان در خاورمیانه تبدیل شده است. با این حال، حتی همین توسعه نیز در برابر رشد روزافزون ابتلا به سرطان کافی نبوده است.در سال‌های اخیر، افزایش عوامل خطر مانند مصرف دخانیات، که به گفته مسئولان حدود ۳۵ درصد از بار سرطان‌های کشور را شامل می‌شود، در کنار افزایش طول عمر و تغییر سبک زندگی، باعث شده تعداد بیماران نیازمند خدمات تخصصی سرطان افزایش یابد. نتیجه، چیزی جز صف‌های انتظار طولانی نبوده است؛ صف‌هایی که گاهی از تشخیص تا شروع درمان را ماه‌ها به تأخیر انداخته‌اند. در چنین شرایطی، پروژه جدید انستیتوکانسر صرفاً یک توسعه ساختمانی نیست، بلکه تلاشی برای بازتعریف «زمان درمان» است. ساختاری که هدفش این است بیمار، به جای سرگردانی میان بخش‌های مختلف تصویربرداری، جراحی، شیمی‌درمانی و توان‌بخشی، در یک چرخه منسجم درمان شود. اما اهمیت ماجرا فقط در تجهیزات یا تعداد تخت‌ها خلاصه نمی‌شود. مسئله اصلی، دسترسی به‌موقع است. در سرطان، تأخیر در تشخیص یا درمان می‌تواند تفاوت میان یک درمان موفق و یک مسیر غیرقابل بازگشت باشد. همین موضوع است که باعث شده مسئولان این مرکز بارها بر ضرورت «رسیدن بیمار در زمان مناسب» تأکید کنند. در واقع، بیمارستان جدید قرار است پاسخی باشد به یک خلأ ساختاری: کمبود ظرفیت در برابر تقاضای رو به رشد. خلأیی که نه‌تنها بیماران، بلکه پزشکان و کادر درمان را نیز تحت فشار قرار داده است.


کرونا، تحریم و جنگ نتوانستند پروژه را متوقف کنند

اگرچه امروز انستیتوکانسر ایران با ۱۸ طبقه، ۶۰ هزار مترمربع زیربنا و صدها تخت بستری به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین مراکز درمان سرطان منطقه شناخته می‌شود، اما مسیر رسیدن به این نقطه، مسیری خطی و آرام نبوده است.ساخت این بیمارستان حدود شش سال طول کشید؛ شش سالی که به گفته مدیران پروژه، یکی از پیچیده‌ترین دوره‌های اجرایی در تاریخ نظام سلامت کشور بوده است. پروژه‌ای که هم‌زمان با بحران‌های پی‌درپی پیش رفت: از همه‌گیری کرونا گرفته تا تورم شدید، نوسانات اقتصادی، محدودیت‌های تأمین تجهیزات پزشکی و حتی شرایط امنیتی و جنگی در مقاطعی از زمان. در چنین شرایطی، ادامه پروژه به‌خودی‌خود یک تصمیم ساده نبود. بسیاری از پروژه‌های عمرانی در همین بازه زمانی یا متوقف شدند یا با تأخیرهای طولانی مواجه شدند. اما انستیتوکانسر، با اتکا به ترکیب مشارکت خیرین و حمایت دانشگاه علوم پزشکی تهران، مسیر خود را ادامه داد.

با خیرین و دولت، «بهترش» را ساختیم!

به گفته لیلا ترک‌زاده، از سال ۱۳۹۹ به بعد، پروژه وارد مرحله‌ای شد که عملاً بازگشت‌ناپذیر بود. تفاهم‌نامه میان دانشگاه و خیر، یک تقسیم کار مشخص ایجاد کرد؛ خیر مسئول ساخت و توسعه فیزیکی و دانشگاه مسئول تأمین تجهیزات و راه‌اندازی خدمات درمانی. اما حتی این تقسیم کار هم به معنای حذف چالش‌ها نبود. در دوره کرونا، بیمارستان‌ها درگیر موج‌های متوالی بیماران بودند و بخش بزرگی از ظرفیت نظام سلامت کشور صرف مدیریت بحران شد. در همان زمان، تأمین تجهیزات پزشکی نیز با مشکلات جدی مواجه بود؛ از زنجیره تأمین جهانی گرفته تا افزایش هزینه‌ها. بااین‌حال، پروژه متوقف نشد. جلسات هفتگی، پیگیری‌های مستمر و حضور دائمی تیم مدیریتی دانشگاه و مجتمع باعث شد روند ساخت ادامه پیدا کند. جلسات پیگیری پروژه حتی در سخت‌ترین شرایط نیز ترک نشد؛ گویی همه می‌دانستند این ساختمان قرار است به نقطه‌ای حیاتی در آینده درمان کشور تبدیل شود. در سال پایانی ساخت، هم‌زمانی پروژه با شرایط جنگی نیز بر پیچیدگی‌ها افزود، باوجوداین شرایط، نه‌تنها ساخت متوقف نشد، بلکه روند تکمیل و تجهیز ادامه پیدا کرد. یکی از نکات مهم این پروژه، نقش پررنگ خیرین است. به گفته مسئولان، هزینه ساخت ساختمان حدود ۱۲ هزار میلیارد تومان و هزینه تجهیز آن حدود ۴۶۰۰ میلیارد تومان برآورد شده، همچنین بخش مهمی از تجهیزات پیشرفته، از جمله دستگاه‌هایی مانند سایبرنایف، با مشارکت خیرین تأمین شده‌اند. این سطح از مشارکت، انستیتو کانسر را به نمونه‌ای از همکاری میان دولت، دانشگاه و بخش خیر تبدیل کرده است؛ الگویی که مسئولان از آن به‌عنوان تجربه‌ای قابل‌تعمیم در نظام سلامت کشور یاد می‌کنند. در نهایت، آنچه امروز به‌عنوان ساختمان جدید انستیتو کانسر دیده می‌شود، صرفاً نتیجه 6 سال ساخت نیست، بلکه حاصل بیش از یک دهه پیگیری، توقف، بازتعریف و دوباره‌سازی است. ساختمانی که در دل بحران‌ها ساخته شد و حالا قرار است در دل همان بحران‌ها، نقش نجات‌بخش ایفا کند.



هنگام جنگ در انستیتو سرطان چه گذشت؟

صبح یازدهم اسفند، هم‌زمانی خبرهای نگران‌کننده، صدای انفجار و پرواز جنگنده‌ها، اضطراب را به پشت درهای بسته اتاق عمل انستیتو کانسر ایران نیز رسانده بود. در یکی از طبقات، کودکی 6 ‌ساله از دشت مغان روی تخت اتاق عمل خوابیده بود. کودکی که پیش‌ازاین چهار بار در مراکز درمانی دیگر زیر تیغ جراحی رفته و هر بار با نتیجه ناموفق از اتاق عمل بیرون‌آمده بود. این بار اما مسیر متفاوت بود، هرچند هیچ‌کس نمی‌توانست با قطعیت بگوید نتیجه چه خواهد شد. پدر کودک کنار تخت ایستاده بود. لباس اتاق عمل به تن داشت؛ نه به‌عنوان همراه، بلکه به‌عنوان پدری که نمی‌خواست آخرین تصویرش از فرزندش، لحظه جداشدن باشد. دست پسرش را گرفته بود و تلاش می‌کرد اضطرابش را پنهان کند، اما اتاق عمل جایی نیست که احساسات پنهان بمانند. تیم درمان هم در همان وضعیت بود؛ میان تصمیم حرفه‌ای و فشار روانی یک وضعیت غیرعادی. پیش از بیهوشی، کودک مدام پدرش را صدا می‌زد. چنددقیقه‌ای طول کشید تا تیم درمان او را آرام کند. حرف زدند، توضیح دادند و در نهایت، همان لحظه‌ای رسید که مرز میان انتظار و عمل است؛ بیهوشی. پدر دستش را گرفت تا آخرین تماس فیزیکی حفظ شود و بعد درهای اتاق عمل بسته شد. در آن‌سوی در، یک عمل جراحی پیچیده شش تا هفت‌ساعته آغاز شد.عملی که از همان ابتدا با عدم قطعیت همراه بود، اما تیم جراحی تصمیم گرفته بود مسیر را ادامه دهد. در چنین لحظاتی، بیمارستان از یک ساختمان پزشکی به یک فضای مقاومت تبدیل می‌شود؛ مقاومتی نه در برابر جنگ، بلکه در برابر توقف زندگی. چند ساعت بعد، وقتی عمل به پایان رسید، نتیجه همان چیزی بود که خانواده کودک به آن امید بسته بودند؛ جراحی موفق. کودک زنده ماند و شرایطش پایدار گزارش شد. فردای آن روز، وضعیت او روبه‌بهبود بود. این روایت، فقط یک پرونده پزشکی نیست. برای تیم درمان، یکی از نمونه‌هایی است از اینکه چرا این پروژه و این بیمارستان ساخته شد، چون در همین لحظات بحرانی است که مفهوم «زیرساخت درمانی» معنای واقعی پیدا می‌کند؛ جایی که تجهیزات، نیروی انسانی و تصمیم‌گیری در کنار هم قرار می‌گیرند تا یک زندگی حفظ شود. مدیران انستیتو کانسر می‌گویند این مرکز دقیقاً برای چنین لحظاتی ساخته شده است؛ برای بیمارانی که دیگر جایی برای مراجعه ندارند، برای عمل‌هایی که در هیچ جای دیگری پذیرفته نمی‌شوند و برای شرایطی که حتی جنگ هم نمی‌تواند چرخه درمان را متوقف کند. در پایان این روایت، تصویر کودک 6 ‌ساله چیزی فراتر از یک موفقیت پزشکی است. او تبدیل به نمادی از استمرار درمان در شرایط بحران شده است؛ نشانه‌ای از اینکه حتی در روزهایی که صدای انفجار در شهر شنیده می‌شود هنوز هم کسانی ایستاده‌اند تا چرخ کشور به‌ویژه در تخصصی‌ترین و حیاتی‌ترین حوزه‌ها از کار نیفتد. درست هنگام انجام چنین جراحی‌های پرخطری در زمان جنگ، کلنگ احداث ساختمان جدید انستیتو کانسر نیز به زمین می‌خورد تا حالا در خردادماه 1405 این ساختمان به بهره‌برداری کامل برسد.



درمان، آموزش و تولید علم

اگر انستیتو کانسر را نباید فقط یک بیمارستان با هدف درمان سرطان بدانیم، بلکه این مرکز، یک ساختار کامل برای تولید دانش، آموزش نیروهای تخصصی و توسعه روش‌های نوین درمان سرطان است. در واقع در کنار تخت‌های بستری و اتاق‌های عمل، یک جریان موازی دیگر هم در حال حرکت است؛ جریان علم. به گفته لیلا ترک‌زاده، در این مرکز چهار مرکز تحقیقاتی و یک پژوهشکده فعال در حوزه سرطان وجود دارد. این بخش‌ها وظیفه دارند داده‌های بالینی را به دانش تبدیل کنند، روش‌های درمانی جدید را بررسی کنند و تجربه‌های درمانی را به سطح آموزش منتقل کنند. به همین دلیل، انستیتو کانسر نه‌فقط یک مقصد درمانی، بلکه یک ایستگاه آموزشی برای نسل آینده پزشکان متخصص سرطان است. سالانه تعداد قابل‌توجهی دستیار تخصصی و فوق‌تخصصی در این مرکز آموزش می‌بینند. این افراد پس از دوره‌های آموزشی، در نقاط مختلف کشور توزیع می‌شوند و به‌نوعی شبکه درمان سرطان را در استان‌ها و شهرهای مختلف تقویت می‌کنند. این یعنی اثر انستیتو کانسر محدود به دیوارهای همین ساختمان نیست، بلکه به کل نظام سلامت کشور سرایت می‌کند. ازسوی‌دیگر، پروژه جدید تلاش دارد این نقش را پررنگ‌تر کند. در برنامه‌های توسعه‌ای، علاوه بر درمان‌های رایج، تمرکز ویژه‌ای بر روش‌های نوین مانند سل‌تراپی (سلول‌درمانی) و ایمونوتراپی (ایمنی‌درمانی) دیده می‌شود؛ حوزه‌هایی که در جهان به‌عنوان مرزهای جدید درمان سرطان شناخته می‌شوند. فضای فیزیکی این بخش‌ها در حال آماده‌سازی است و بخشی از هزینه‌های آن نیز توسط خیرین و دولت تأمین شده است؛ موضوعی که نشان می‌دهد مشارکت خیرین در این پروژه فقط محدود به ساخت ساختمان نبوده، بلکه به توسعه علمی و درمانی نیز گسترش‌یافته است. در کنار این‌ها، یکی از مهم‌ترین تجهیزات پیشرفته‌ای که به این مرکز اضافه شده، دستگاه سایبرنایف است؛ فناوری‌ای برای رادیوتراپی بسیار دقیق که امکان هدف‌گیری تومور با حداقل آسیب به بافت‌های سالم را فراهم می‌کند. این دستگاه، به گفته مسئولان، یکی از پیشرفته‌ترین نمونه‌های موجود در حوزه درمان سرطان در مراکز دولتی کشور است و می‌تواند سطح خدمات درمانی را به استانداردهای جهانی نزدیک‌تر کند.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha